من این روزا یه حال دیگه ای دارم !
من این روزا یه حال دیگه ای دارم !
نمی دونم چرا حس میکنم تنها شدم ، حس میکنم دیگه هیچ دوست و رفیقی ندارم .
با اینکه بعضی وقتها با بعضی از دوستام میرم بیرون ولی با اینحال باز هم احساس هیچ بودن بهم دست میده .
یه وقتهایی انقدر سرم شلوغ میشه که آرزو میکنم برم به یه جای آروم و خودم باشم ولی الأن که خودم هستم احساس خوبی ندارم .
نمیدونم چرا آدما وقتی سرشون شلوغه دوست دارن تنها باشن و وقتی که تنها هستند دوست دارن سرشون شلوغ باشه ، بالاخره کدوم انسان رو راضی میکنه ؟
البته انسان باید یه وقتایی هم تنها باشه و هم یه وقتایی با جمع .
تو جامعه شناسی یه جمله معروفی هست که میگه : انسان ذاتا موجودی اجتماعی است ، البته روانکاوانی مثل اریکسون هم به ماهیت اجتماعی انسان توجه زیادی داشتند .
بالاخره اینکه باید یه راه حلی واسه این مسآله شخصی خودم پیدا کنم وگرنه بعدها خیلی منو اذیت خواهد کرد .
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم آبان ۱۳۹۰ ساعت 15:27 توسط محمد زابلی
|
محمد زابلی هستم ، دانشجوی کارشناسی ارشد رشته جامعه شناسی ،دانشگاه آزاد واحد تهران شمال