داستان کوتاه از کاواباتا یوسوناری ( 1924 )
گرفته شده از وبلاک " در سایه درخت سیب "
خانم عزیز ...
بقیه در ادامه مطلب ...
گرفته شده از وبلاک " در سایه درخت سیب "
خانم عزیز ...
بقیه در ادامه مطلب ...
جناب آقای اکبر هاشمی رفسنجانی ، رئیس فعلی تشخیص مصلحت نظام ...!
سلام علیکم ...
با وجود از خودگذشتگی و ایثاری که در این برهه از تاریخ
بحرانی ایران از خود نشان داده اید ، سپاسگزاریم .
در طول این 33 سال نشان داده اید که عهدی که با آیت الله خمینی در سال 57 بسته
بودید پایبندید ، شما نشان دادید که نگران ایرانید ، ما بر شما ایمان داریم که
برای ایران و مردم آمده بودید نه برای چیزی دیگر . ما باور داریم که شما به فکر
این انقلاب و مردم هستید و برای پیش رفت و سربلندی ایران دست به هر کاری خواهید زد
همچنان که در دوره ریاست جمهوری خود و بعد آن نشان داده اید ، هر چند نقدهایی تند
و سخت نیز بر شما وارد بوده و هست .
ما می دانیم که در این برهه از تاریخ احساس خطر کردید ، هم برای ایران و هم برای انقلاب ، بواسطه مشکلات زیادی که از هر سو در ایران وجود دارد و هر روز بر گرفتاری های مردم اضافه می شود .
ما
میدانیم که نگران این انقلاب هستید ،انقلابی که با هزار امید و آرزو ساخته شده
بود، با هزاران شهیدی که بدون هیچ قصد و غرضی جانشان را برای ایران دادند تا مردم
بتوانند در کشورشان با خوبی و خوشی زندگی کنند نه اینکه به اسم دین و مذهب ، جوانان
نازنین این خاک را هر روز یا در زندان و یا در جاهای دیگر ببینیم . ما شما را
باور داریم ولی با این شواهد، دیگر هیچ امیدی نیست ، انقلابی که هر
روز بر تعداد چوب و چماق آن ( در هر شکلی ) افزوده می شود و در پی آن ترس و وحشت
نیز بر تک تک مردم رخنه کرده است .
وقتی انقلابی که شما و دوستانتان را به عنوان سران فتنه می شناسد ، شما که جزء
بنیانگذاران این انقلاب بودید ، چه امیدی به ما هست ؟!
دیگر کسی نیست که امید به آمدنش داشته باشیم ، تنها شما مانده بودید که شما را هم از ما گرفتند .
انگار دیگر هیچ امیدی نیست ...